لسان الملك سپهر
235
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
پس از خون هر دو درگذشت و قانون يوم بؤس را به كلى از ميان برداشت ، و حنظله اين دو بيت در مدح قراد گفت « 1 » : بيت الا انّما يسموا الى المجد و العلى * مخاريق « 2 » امثال القراد بن اجدعا مخاريق امثال القراد و اهله * فانّهم الاخيار من رهط « 3 » تبّعا [ انتقام خون پدر ] بالجمله نعمان در كمال استقلال و استبداد سلطنت حيره داشت تا پادشاهى هرمز بن نوشيروان به نهايت شد و مدتى از سلطنت خسرو پرويز بگذشت ، و زيد بن عدى در حضرت پرويز روز مىگذاشت و انتهاز فرصت داشت تا مگر خون پدر از نعمان بازجويد . و ملوك عجم را رسم بود كه هر سال چند تن خصى به اطراف ممالك محروسه بر مىگماشتند تا بهر جاى شتافته دوشيزگان نيكو منظر را از سراى محتشم و درويش اختيار كرده به حضرت آورند تا پادشاه ايشان را به شرط زنى به خانه آورد و صفت آن دوشيزه كه در خور پادشاه بود نگاشته به خزانه اندر بود . و چون وقت مىرسيد و هر خصى را يكى از آن نگاشته به دست داده گسيل مىساختند تا بدان صفت دوشيزهاى آورد . و اين قانون از آنجا در ميان ملوك عجم رسم شد كه در زمان نوشيروان ، منذر ماء السّماء - كه شرح حالش مرقوم شد - بر سر حارث بن ابى شمر غسّانى غارت برد و از شام كنيزكى به اسيرى آورد و او را به حضرت نوشيروان هديه فرستاد و به زبان تازى به دو نامه كرد كه كنيزكى بدين صفت روانهء درگاه ساختم و كلمات آن نامه اين
--> ( 1 ) . حنظله نخست گفت : ما كنت اخلف ظنه بعد الذي * أسدى إلىّ من الفعال الحالى و لقد دعتنى للخلاف ضلالتى * فأبيت غير تمجّدى و فعالى إنى امرؤ منّى الوفاء سجية * و جزاء كلّ مكارم بدّال ( 2 ) . مخاريق جمع مخراق ، مخراق : سيّد و سخى و شجاع . ( 3 ) . رهط : قوم و قبيله را گويند .